تبلیغات
دلتنگی های من - مطالب مرداد 1397
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


انسانم آرزوست... (زندگی )

این روزها موجودی بسیار وحشی شده ام.
عده ای می گویند از ناامنی مالی است که صبر و تحملی مردم به شدت کاهش یافته است و پرخاشگر شده اند.
عده ای هم می گویند تاثیر امواج است. به اصطلاح WiFi گرفته تا پارازیت های دولتی علیه شبکه های تلویزیونی ماهواره ای خارجی
مشکلات سیاسی، اجتماعی، مالی ... همه و همه بهانه ای بیش نیست برای پنهان کردن درد اصلی
...
..
.
درد اصلی نبود انسانیت است.

به نظر من، آدم بودن و انسان بودن از وجود ما کمرنگ شده یا اصلاً رخت بربسته است.
ربطی به دعا و نماز و این چیزها هم ندارد و خدا هم کاری برای ما نمی کند.
خودمان باید تغییری در حالمان بدهیم.
من که واقعاً نمی دانم چگونه این تغییر را در خود ایجاد کنم، شما را نمی دانم!

دلتنگم دلتنگ روزهای جوانی که کسی و چیزی نمی توانست مرا عصبی کنی.
کوه ها را می توانستم جابه جا کنم.
اما اکنون منم من، دیوانه ای بی انگیزه...


فرزند آدم  شنبه 20 مرداد 1397 : ساعت 11:40 ب.ظ     نظر( )