تبلیغات
دلتنگی های من
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


(مناسبت )

وباز عاشورا

به یاد آوردنده شور، هیجان، زیبایی، عشق، خون و باز خستگی...

از زمان، از كسان، از خود و از بی خود... و از راه نرفته !

وز راهی كه نمی دانم آیا درست طی می نمایم یا گاه می گذرانم...

روزی نگاشتم محرم چه ماه زیبایی، روزی... ماه شرمساری... و امروز در پارودكس زمانه از خودم و از ثارالله... كه نمی دانم چگونه خواهم توانست گویم منم من شیعه علی(ع) !؟؟

امّا یك چیز را خوب فهمیدم....

ادامه مطلب...

 وباز عاشورا

به یاد آوردنده شور، هیجان، زیبایی، عشق، خون و باز خستگی...

از زمان، از كسان، از خود و از بی خود... و از راه نرفته !

وز راهی كه نمی دانم آیا درست طی می نمایم یا گاه می گذرانم...

روزی نگاشتم محرم چه ماه زیبایی، روزی... ماه شرمساری... و امروز در پارودكس زمانه از خودم و از ثارالله... كه نمی دانم چگونه خواهم توانست گویم منم من شیعه علی(ع) !؟؟

امّا یك چیز را خوب فهمیدم: كه چگونه می توان بود و نبود... چگونه می توانم در میان بهت سیل گناه، آرامش بودن خدا را حس كرد، و نبود از غافلان از راه مانده و شاید راه ندیده كه اگر چنین باشد برآنان فرضی نیست.

و من نمی دانم آیا می توانم راه را بیابم !؟؟

امّا باز چه زیبا فرمود استاد شهیدم: دکتر علی شریعتی كه انسان ها به چهار دسته تقسیم می گردند:

۱. آنانی كه وقتی هستند هستند، وقتی كه نیستند هم نیستند:

عمده آدم ها. حضورشان متنی به فیزیك است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست كه قابل فهم می شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.

۲. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند:

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

۳. آنانی كه وقتی هستند هستند، وقتی كه نیستند هم هستند:

آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

۴. آنانی كه وقتی هستند نیستند، وقتی كه نیستند هستند:

شگفت انگیز ترین آدمها. در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

راستی ما از كدام دسته ایم ؟

و من همچنان برای سرورم زمزمه كردم:

خود ممكن آن نیست كه بردارم دل

آن بِهْ كه به سودای تــو بسپارم دل

گر من به غــم عشق تو نسپارم دل

دل را چه كنم بحر چــه می دارم دل

بازگشت...

 



فرزند آدم  یکشنبه 30 دی 1386 : ساعت 02:01 ق.ظ     نظر( )