تبلیغات
دلتنگی های من
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


(زندگی )

جـــای آن دارد كـــه چندی همـره صحرا بگیرم

سنــــگ خــــارا را گــــواه ایـن دل شیدا بگیرم

مو به مو دارم سـخن ها نكته ها از انجمن ها

بشنوید از باد و باران، بشنوید از سنگ بیابان

...



فرزند آدم  یکشنبه 27 اسفند 1385 : ساعت 04:03 ق.ظ     نظر( )