تبلیغات
دلتنگی های من
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


(مناسبت )

عجب جشن های تو خالی ... آدم مسخره كنی

نمی دانم خودمان را مسخره می كنیم یا می توانیم خدا را گول بزنیم

سبحه بر لب ....

دل پر از شوق گناه

یا اگر به قول دوستمان پونه كه از قرآن می گوید:

((اگر شما می دانستید كه چقدر برای آمدنت به سویم شوق دارم))

اینقدر دیگر.....



فرزند آدم  شنبه 18 شهریور 1385 : ساعت 02:09 ق.ظ     نظر( )