تبلیغات
دلتنگی های من
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


(درونم )

آهای دنیا چرا این قدر مردم از تو بدشان می آید ؟ مگر همین خود ما نیستیم كه تو را به فساد می كشانیم و دست آخر از تو طلبكاریم !!؟

من فقط از خودم بدم می آید كه نمی توانم شكرگذار این نعمت و رحمت و محبت باشم، چه از طرف خدا باشد چه از طرف بندگان هو...



فرزند آدم  سه شنبه 9 خرداد 1385 : ساعت 12:05 ب.ظ     نظر( )