تبلیغات
دلتنگی های من - خانه دل
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


خانه دل (زندگی )

روزی در روزگاران زیاد دور در روم باستان قرار بر مسابقه نقاشی شد میان استادِ رومیان و چینیان.

مكان مسابقه سالنی بزرگ با ....

ادامه مطلب...

روزی در روزگاران زیاد دور در روم باستان قرار بر مسابقه نقاشی شد میان استادِ رومیان و چینیان.

مكان مسابقه سالنی بزرگ با دو دیوار صاف و عظیم بود كه پرده ای از وسط كشیده بوده اند و قرار بر این بود هر گروه بر یكی از این دیوارها نقش بزنند و چهل روز زمان.

استاد رومی بلافاصله شروع به كار كرد، و استاد چینی دستور داد تا دیوار را بسایند.

سی و نه روز گذشت و كار رومیان رو به پایان بود، اما استاد چینی همچنان فرمان به ساییدن می داد.

بلآخره روز چهلم پرده به كنار رفت و آنچه نمایان شد نقاشی رومیان بود و تصویری از آن كه بر دیوار مقابل افتاده بود. از سایش دیوار، چینی ها دیوار را آینه ای ساخته بودند كه باعث قرینه شدن نقش ها می گردید و سالن درین قرینه بسیار زیبا می نمود.

بازگشت...

اگر فرزند آدمی نیز دل خود را آنچنان بساید، كه آینه تمام عیار طبیعت خداوندی گردد چیزی جز زیبایی در خاك حاصل نمی باشد و خدایش در او تجلّی می نمایید.


فرزند آدم  دوشنبه 29 اسفند 1384 : ساعت 02:03 ق.ظ     نظر( )