تبلیغات
دلتنگی های من - خسته ام 25
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


خسته ام 25 (درونم )

گاهی گفته می شود انسان خود با تحقییر خود خواهد شد.
اما من می گویم همیشه اینگونه نیست!
گاهی طرف مقابل آنقدر بی معرفت و خودخواه است که کسی دیگر را نمی بیند.
ایکاش می توانستم از همه چیز اطرافیانم قطع کنم و بروم به یکجای دور دست...


جایی که هیچکس و هیچ چیز مرا نشناسد.
گاهی با خود فکر می کنم این همه بها دادن به بعضی از اطرافیانم چرا !!؟
آنهایی که مرا فقط پله خود کرده اند و به نظرم گاهی به اندازه پشیزی برای من ارزش قائل نیستند و من تنها ابزاری برای اهداف آنها هستم.

آنهایی که هر روز از بودن در کنارشان زجر می کشم.



فرزند آدم  سه شنبه 28 بهمن 1393 : ساعت 11:43 ق.ظ     نظر( )