تبلیغات
دلتنگی های من - دیوانه ام
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


دیوانه ام ()

من یک احمقم
یک نادان
یک دیوانه
یک بی شعور
یک بی عرضه
یک بی دست و پا
یکی نفر که فقط خوب بلد است چگونه دیگران را مورد آزار و اذیت قرار دهد و از خود برنجاند، مخصوصاً همان  هایی که می خواهند فضایی را ایجاد کنند تا دوستم بدارند...
یک الاف
یک بیکار
یک روانی...
دلم می خواهد خود را بکشم
تا اینقدر اطرافیانم را اذیت نکنم


فرزند آدم  جمعه 15 دی 1391 : ساعت 12:11 ق.ظ     نظر( )