تبلیغات
دلتنگی های من - سرگیجه
گل پونه های وحشی دشت امیدم وقت سحر شد *** خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد *** من مانده ام تنهای تنها، من مانده ام تنها میان سیل غم ها *** گل پونه ها، نامهربانی آتشم زدم *** گل پونه ها، بی هم زبانی آتشم زد *** می خواهم اكنون تا سحرگاهان بداند *** افسرده ام، دیوانه ام، آزرده جانم...


سرگیجه (زندگی )

گاهی اوقات در احساسات خود حیران می مانم...!؟؟

معنی واقعی عشق چیست؟

محبت چیست؟

و دوست داشتن چیست؟

چگونه می توان کسی را دوست داشت اما از بودن با او لذت نبرد؟

چگونه یک قلب می تواند دو کس را دوست داشته باشد!!؟

محبت کردن واقعی چیست و فرقش با پول خرج کردن در چیست؟

از این همه چیست که در ذهنم می گذرد حیرانم و نالان و غمگین و درمانده...

بی تفاوتی چقدر بد است. اینکه هر دو طرف به گونه ای رفتار کنند که انگار اصلا هیچ اتفاقی رخ نداده! نمی دانم چرا و تا کی باید این وضعیت ادامه پیدا کند؟ از همه بدتر همان است که ندانی واقعاً چه حسی وجود دارد حتی حس خودت را...

و از آن بدتر اینکه هیچ کس حرف ها و دردهات را جدی نگیرد...

آه اگر ...



فرزند آدم  چهارشنبه 16 شهریور 1390 : ساعت 01:40 ب.ظ     نظر( )